تبليغاتX
بوشهر تایمز - «گفتمان مطالبه‌محور يا وحدت احزاب سياسي»،كداميك طلسم اصلاح‌طلبان را مي‌شكند؟
تقدیم به کسانی که اندیشیدن و بازاندیشیدن را پیشه خود می دانند و تغییر را تنها اصل پایدار می شمارند.

هم خاتمي و هم گروههاي سياسي اطرف وي نيك مي‌دانند كه تشتت آراء تنها و اولين مشكل اصلاح‌طلبان نيست، مشكل اصلي آنها آراي خاموش است كه در درجه اول طرح و گفتماني نو را جستجو مي‌كند. از اين لحاظ گفتمان خاتمي حول ميانگين و در سطحي متعارف به نسبت امكانات دموكراتيك در جامعه ايراني تلقي مي‌شود. اصلاح‌طلبان اگر فكر مي‌كنند تحليل ها و تفسيرهاي آنها در باب عملكرد دولت نهم در عرصه اقتصاد و سياست خارجي تضمين‌كننده پيروزي آنها در انتخابات دهم است سخت در اشتباهند. اين يك فاكتور و تنها شرط لازم است و براي شكستن طلسم انتخاباتي آنها شرط كافي نخواهد بود، هر چند كه با زبان و گويش روشن و شفاف آقاي كروبي هم بيان شده و بديل‌هايي عوام‌پسندانه هم عرضه گردد.

بدور از كنش‌هاي احساسي در اردوگاه اصلاح‌طلبان، خاتمي درست موقعي انصراف داد كه حتا اصلاح طلبان حاضر در صحنه هم منتظر شنيدن پيام و برنامه‌اي تازه از سوي او بودند تا يخ‌هاي انفعال، انسداد و سرخوردگي را در اردوگاه اصلاح‌طلبان ذوب و آراي خاموش را بيدار كند.فعالان سياسي اصلاح‌طلب  نيك مي‌دانستند كه براي تغيير وضعيت موجود، جبهه اصلاحات بايد در حداكثر ظرفيت خود وارد عرصه شود و  بلحاظ محدوديت هايي كه براي حضور برخي چهره‌ها وجود داشت بر حضور خاتمي تأكيد داشتند. حال كه خاتمي انصراف داده و گويا به تعهد اخلاقي خود عمل نموده است، سؤال هميشگي در زمينه چگونگي بيدار نمودن آراي خاموش همچنان مطرح است. سؤالي كه هر چند با حضور خاتمي اندك اميدي براي پاسخ‌دادنش وجود داشت اما لااقل تاكنون نه از جبهه آقاي كروبي با اين برنامه‌هاي روشن و عوام پسندش پاسخي دريافت نموده و نه از سوي ميرحسين كه گفتمان دهه شصت را سرلوحه فعاليت هاي انتخاباتي خود قرار داده است اثري از پاسخ ديده مي‌شود.

آقاي مهندس موسوي هرچند براي بسياري از اصلاح‌طلبان چهره‌اي نام‌آشناست اما سالهاست كه حضوري مؤثر و معني‌دار در عرصه فعاليت‌هاي اجرايي و سياسي نداشته است. نه حزبي را تأسيس كرده ، نه رسانه‌اي را داشته و نه اندك فعاليتي در حد اظهارنظر آشكار و مستقيم راجع به مسائل و موضوعات ملي. در طول اين مدت تنها نقل‌قول‌هايي از ايشان بگوش رسيده است. لاكن عليرغم وجود مطالبات متنوع در لايه‌هاي مختلف پايگاه اجتماعي اصلاح‌طلبان ، ايشان در قدم‌هاي اوليه حداقل انتظاري را كه بنا به روايت‌ها از ايشان مي رفت نيز برآورده ننموده است. برداشت اوليه از بيانيه‌هاي صادره و سخنراني‌هاي ايشان طي روزهاي گذشته، گفتمان دهه شصت انقلاب را در ذهن‌ها متبادر مي‌سازد، مؤلفه‌هاي گفتمان ايشان عمدتاً در برگيرنده وجوه مشترك و مورد قبول گفتمان‌هاي موجود در ميان نيروهاي انقلاب( اصولگرا و اصلاح‌طلب) است و غير از اينها نكته جديد و منحصربفردي در آن يافت نمي‌شود. اين گفتمان در وجه اصلاح‌طلبي‌اش بسيار نازل‌تر از ميانگين مورد انتظار اصلاح‌طلبان و در وجه اصولگرايي‌آن از گفتمان  دكتر احمدي‌نژاد بسيار فقيرتر بوده و اثري از نو شدن و نو بودن در آن ديده نمي‌شود و غالباً نوستالژيك است. از اين منظر آقاي موسوي تا اين لحظه كانديداي شاخص اصلاح‌طلبان نخواهد بود باضافه با وجود چهره‌هايي مانند آقاي احمدي‌نژاد كانديداي اصول‌گرايان هم بشمار نمي‌رود.

عليرغم اينها ،با توجه به ذهنيت مثبتي كه در مورد موسوي وجود داشت طرح اين مسئله كه خاتمي و ميرحسين در برابر يكديگر قرار نمي گيرند و استقبال از ميرحسين در صورت ورود ايشان و يا با كناره‌گيري خاتمي قدري عادي تلقي مي‌شد اما كناره‌گيري بدون قيد و شرط خاتمي و بي‌اعتنايي او به ستادها و نيروهاي سياسي اطراف خود از يك‌طرف وعكس‌العمل سرد و دفعي آقاي موسوي  از طرف ديگر باعث گرديد كه اين اتفاق براي بخش اصلي احزاب سياسي اصلاح‌طلب پس‌لرزه‌هاي شديدتر از شوك اوليه را بهمراه داشته است. اين حقيقت را نمي توان كتمان نمود كه انتظارات سهم‌بري در قدرت اجرايي يك فاكتور تعيين‌كننده در حضور احزاب در فعاليت‌هاي انتخاباتي است و بهمين لحاظ هم نمي‌توان چندان به مقاومت‌هاي حزبي اعتنا نمود، اما روزگار گذشته احزاب اصلاح‌طلب را متوجه يك مانع بزرگ نموده است كه اجازه نمي‌دهد بدون تأمل و ارزيابي مجدد شرايط وارد معامله شوند، هر چند كه خاتمي هم آشكارا و مؤكداٌ بگويد از فلان شخصيت حمايت كنيد، احزاب اصلاح‌طلب بنا به تجربه شش‌سال گذشته خود لااقل در شناخت اين مانع از آقاي خاتمي جلوترند. اين مانع چيزي نيست غير از انفعال ، فروپاشي و نازايي پايگاه اجتماعي اصلاح‌طلبان  كه تنها با انسجام و وحدت نيروها و احزاب سياسي موجود برطرف نمي‌شود بلكه با سخن و طرح تازه بر پايه گفتمان مطالبه‌محور هموار مي‌شود.     

احزاب اصلاح‌طلب نيك مي دانند كه بايد فراتر از سهم خود در قدرت اجرايي آينده بيانديشند. ائتلاف بخشنامه‌اي اعتبار سياسي آنها را به شدت متزلزل خواهد ساخت ، ضمن اينكه مطابق تجارب قبلي حمايت آشكار و تابلودار خاتمي از افراد نيز حداقل نتيجه مناسب را براي آنها در پي نداشته است. اگر چه مي توان اقبال جامعه از خاتمي را قابل قبول تلقي نمود اما ضمانت  ايشان گرهي از كار فروپاشيده اصلاح‌طلبان باز نخواهد كرد، حتا اگرچنانچه با چاشني سفرهاي استاني هم همراه شود كه گمان نمي‌رود دليل و انگيزه‌اي براي اينكار وجود داشته باشد. اگر كناره‌گيري خاتمي را يك اقدام اخلاقي ماندگار و تحسين‌برانگيز در تاريخ رقابت‌هاي انتخاباتي در ايران بدانيم، دليلي ندارد كه اين اقدام با عكس‌العمل غيرمنطقي و  انتخاب ناآگاهانه و تحميلي توسط جامعه اصلاح‌طلب پاسخ داده شود. باضافه بعيد نيست كه در صورت عدم مديريت درست اوضاع توسط آقاي كروبي و ميرحسين، خاتمي هم به انفعال كشيده شود. اگرچه براي خاتمي و احزاب سياسي وحدت اصلاح‌طلبان بر سر يكي از دو كانديدا ممكن است اولويت اول بشمار ‌آيد اما براي به ميدان آوردن پايگاه خاموش اصلاح‌طلبان اين مسئله در مرحله دوم اهميت قرار دارد و مسئله اول شكل‌گيري گفتمان جديد مطالبه‌محور است. 

عليهذا پيش‌بيني مي‌شود در غياب  گفتمان مطالبه‌محور و در صورتي كه دو كانديداي بالقوه اصلاح‌طلب اولويتي را در جذب آرا خاموش قائل نباشند و با هزينه‌اي متعارف به حداقل آراء اصلاح‌طلبان اكتفا نمايند، عدم انسجام و يكپارچگي شكست هر دو را در پي خواهد داشت. در اين شرايط تنها در صورت اجماع بر روي يك كانديدا همراه با متقاعدساختن احزاب اصلاح‌طلب حامي خاتمي(گروههاي 17 گانه) و ستادهاي وي ضمن بهره‌گيري از رانت سياسي و محبوبيت خاتمي در فرصتي مناسب(نه در دقيقه 90)، مي‌توان به كسب نتيجه‌اي شايسته اميدوار بود. نكته مهم آخر اينكه اصلاح‌طلبان نبايد از ظهور محتمل چهره‌هاي جديد، جذاب و جوان‌پسند كه انشقاق آراي حاضر را دربرخواهد داشت غافل شوند و دقيقاٌ اينجاست كه اهميت پايگاه خاموش دوچندان مي‌شود و ضرورت گفتمان مطالبه‌محور را اجتناب‌ناپذير مي‌سازد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 23:28  توسط ابراهیم حیدری  |