تبليغاتX
بوشهر تایمز
تقدیم به کسانی که اندیشیدن و بازاندیشیدن را پیشه خود می دانند و تغییر را تنها اصل پایدار می شمارند.
این مطلب برای چاپ در هفته نامه «نصیر بوشهر» نوشته شده است.

اصلاح‌طلبان كدام "راهبرد" را انتخاب مي‌كنند؟: بررسي اجمالي راهبردهاي جبهه اصلاحات در انتخابات دهم رياست جمهوري

جبهه دوم خرداد در برخورد و تصميم‌گيري در زمينه انتخابات رياست جمهوري  خردادماه سال آينده همچنان دچار سردرگمي است.از درون اين جريان صداهاي مختلف و بعضاً متناقضي بگوش مي‌رسد كه در صورت تداوم انتخاب راهبردي جامع و فراگير را با مشكل جدي مواجه مي‌سازد. شوربختانه در حالي كه تمامي طيف‌هاي موجود در اين جريان بر حساسيت اوضاع كشور اذعان داشته  و شرط ضروري برون‌رفت از اين وضعيت را برنامه‌محوري و اعتقاد و التزام به عقلانيت سياسي و اقتصادي مي‌دانند، تاكنون راه حل يا بسته سياستي مشخصي كه نشان از عقلانيت و خرد جمعي در برخورد با انتخابات دهم رياست جمهوري باشد در اين جريان سياسي به چشم نمي‌خورد . البته بخشي از اين اختلافات طبيعي است و  رسيدن به يك برنامه واحد و منسجم در فرصت اندك باقيمانده تا انتخابات هرچند سخت اما ناممكن نيست.   

با نگاهي به فضاي گفتگوهاي انتخاباتي موجود در جبهه اصلاحات مي‌توان چهار راهبرد (رويكرد) يا بسته انتخاباتي مختلف را تشخيص داد:

1- راهبرد جامع ائتلاف گروههاي اصلاح‌طلب 

2- راهبرد تك حزبي اعتماد ملي

3- راهبرد محافظه‌كارانه ائتلاف اصلاح‌طلبان با راست ميانه

4- راهبرد همه يا هيچ اصلاح‌طلبان راديكال

در راهبرد اول كه از سوي بسياري از تشكل‌هاي دوم خردادي از جمله جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي پيگيري مي‌شود بر حضور مجدد آقاي خاتمي و ضرورت ائتلاف يكپارچه گروههاي اصلاح‌طلب تأكيد مي گردد. بر پايه اين راه حل خاتمي تنها كسي است كه قادر است با جلب حمايت چهره ها و گروههاي شاخص اصلاح طلب و حتا راست ميانه تمامي مراحل انتخابات را از مرحله تأييد صلاحيت تا كسب آراء مردم با موفقيت پشت سر گذارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 10:5  توسط ابراهیم حیدری  | 

هفته قبل خانم كيارشي خبرنگار محترم هفته‌نامه نصير بوشهر با هماهنگي قبلي يك مصاحبه‌‌ كوتاه تلفني تك سؤالي در خصوص موضوع تغيير مديران استان با اينجانب انجام دادند . متأسفانه اين مصاحبه با غلطهاي املايي و ويرايشي زياد باجملات مبهم و غيرقابل فهم  و متناقض  توسط مصاحبه‌گر پياده و در شماره اخير هفته‌نامه چاپ شده است .  متن اصلاح‌شده و صحيح اين مصاحبه در زير مي‌آيد: 

سؤال: نظر شما در مورد وضعيت عملكرد و تغيير مديران استان كه ........... چيست؟

پاسخ: تغییرات بر پایه‌ی کارآمدی لازم و مؤثر است. برای ارزیابی وضعیت به شاخص نیاز داریم از اينرو براي بررسي عملكرد مديران استان  باید گزارش عملکرد آنها دستمان باشد تا بتوانیم بر پایه‌ی یک سری شاخص‌‌ها  نتیجه‌ی ارزیابی را اعلام کنیم. به نظر بنده در مجموع عزل و نصب مدیران در یک مجموعه و سیستم، شرط لازم برای ثبات و پایداری آن سیستم همراه با پیشرفت و پويايي تلقي مي‌شود. ما ثبات و پایداری را با پیشرفت و پويايي، مدنظر قرار مي‌دهيم  نه هر گونه ثباتی را. شرطی کافی ثبات،  کارآمدي، توان تصمیم‌گیری واجرا و در مجموع اداره‌ی صحيح  امور است. از این رو اگرچنانچه تغییر و جابه‌جایی مدیران نیز در راستای عناصر یاد شده صورت گيرد اجتناب نا‌پذیر خواهد بود، در واقع صرف تغییر نامطلوب نیست بلکه گاهی اوقات مطلوب هم هست و در جهت بهبود وضعیت صورت می‌گیرد.

باضافه به نظر اينجانب ريشه تمامي  مسائل را در تفکر حاکم بر مجموعه می‌بایست جست و جو کرد. اگر تفکر حاکم مبتنی بر عقلانیت، تصمیم‌گیری علمی، برنامه‌ریزی و آینده‌‌نگری البته حول تأمین منافع ملی باشد، معیارهای گزینش و انتصاب مدیران نیز غالباً بر پایه‌ی کارآمدی است. در چنین وضعیتی امکان دوام و بقاء مدیران بیشتر می‌شود و تغییراتی نیز که صورت می‌گیرد در راستای بهبود عملکرد و پویایی بیشتر است. در این شرایط بسته‌ها و برنامه‌های سیاستی مبنای کار است و سیستم قائم به تعامل نهادها است نه قائم به افراد.

اما اگر چنانچه تفکر حاکم بر یک مجموعه چه در سطح کلان و چه در سطح منطقه‌ای بر پایه‌ی احساسات، شعارزدگی و ملاحظات سیاسی باشد، شاخص‌های کارآمدی از ابتدا در زمینه‌ی چينش و انتصاب مدیران نادیده گرفته می‌شود که به عنوان نمونه‌‌ای بارز می‌توانیم منطقه‌ی خودمان را نام ببریم . بدیهی است که در این صورت سهم خواهی، مصالح و حمایت گروه‌های سیاسی پایه‌ی گزینش مدیران می‌شود، نه کارآمدی و رویکرد تأمین و حفظ و توسعه‌ی منافع ملی. در این شرایط یک مجموعه آشفته ،سست و شکننده شکل می‌گیرد که دچار تعییرات پیاپی است بدون این‌که بهبودی حاصل شود. در این جا بی‌ثباتی کاملاً طبیعی است و اصل موضوع که اراده‌ی خردمندانه‌ی دستگاه‌های زیر مجموعه است تحت الشعاع گرایشات و تمایلات سیاسی مقطعی که در نهایت به دعواهای سیاسی منجر می‌شود قرار می‌گیرد. چیزی که در این جا قربانی می‌شود مصالح و منافع عمومی و نادیده گرفتن آن است. در این وضعیت روزمرگی‌ها جای آینده‌گری و پیگیری‌های فيريكي و مستقيم مقام مافوق جایگزین برنامه‌ریزی می‌گردد. این انتظار هم وجود دارد که با تغییر در تفکر حاکم ترکیب مدیران نيز تغییر کند، اما متأسفانه در کشور ما تغییر مديران شعاع بسیار گسترده‌ای دارد. انتظار این است که با تغییر در تفکر حاکم، مدیران فرهنگی و سیاسی استان جابه‌جا شوند اما تجربه در منطقه ما حداقل طی دو الي  سه سال اخیر نشان می‌دهد که شعاع تغییرات به مدیران غیر سیاسی و غیر فرهنگی نیز می‌رسد اينگونه تغییرات فرصت‌های زیادی را از ما سلب کرده و به ضرر استان بوده است هرچند گاهی اوقات تغییرات لازم و ضروری است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 0:42  توسط ابراهیم حیدری  |