|
|
|
|
|
این رفتار در برخي شرايط اجتماعي و تاریخی کارکرد خود را بخوبی نشان داده است. از جمله گویاترین و زنده ترین اسنادی که می توان در تأیید این ادعا بکار بست عبارتند از: رفتار انتخاباتی مردم از لحاظ نحوه برخورد و مشارکت آنها در انتخابات مختلف و نوع انتخاب های آنها که عمدتاً بار سیاسی داشته است ، کثرت دیدگاهها ، گروهها و جریانات سیاسی هرچند غیرمتشکل و سازماندهی نشده و دیگری تعدد و تنوع مطبوعات سیاسی وبعضاً غیر حزبی در سطح استان . اصولاً سیاسی بودن مردم به لحاظ فراگيري، ظرفيت و كاركرد مثبت و سازنده خود نوعي سرمايه اجتماعي به حساب ميآيد. بزرگترین چالش استان نیز شناخت ، سازماندهی ، کاربست و هدایت این سرمایه اجتماعی در مسير پیشرفت و توسعه منطقه ای است . بعلاوه از آنجا که سیاسی بودن ریشه در تمایل درونی مردم به مشارکت در تعیین سرنوشت و بهبود شرایط زندگی جمعی دارد ، فضای سیاسی استان ظرفیت و فرصت های بالقوه ارزشمندی را برای توسعه استان در خود می پروراند . اهم این فرصت ها را می توان به سطوح زیر طبقه بندی نمود: ۱-شکل گیری نهادهای مدنی توانمند ، پویا و مردم محور اعم از :احزاب سیاسی ، مطبوعات مستقل و فراگیر ، تشکل های غیرسیاسی غیر دولتي ۲-شکل خوب انتخاب یا انتخاب آگاهانه نمایندگان مردم بر پایه توانمندیهای افراد و ضرورت های توسعه ای استان ۳-شکل گیری سیاستها و برنامه های توسعه منطقه ای در چارچوب معیارهای علمی و مبتنی بر خرد جمعی و روشهای مشارکتجويانه ۴-بهبود وزن و سهم مشارکت استان در مدیریت و تصمیم گیریهای کلان و سیاستهای ملی در نهادهای حکومتی، مانند مجلس و هیأت دولت. {ادامه مطلب را نيز بخوانيد} ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 2:13 توسط ابراهیم حیدری
|
|
||
|
|
|
|
|
بر خلاف نظر بسیاری از چهره های سیاسی و مطبوعاتی استان و همچنین نمایندگاه محترم استان در مجلس، اینجانب اعتقاد دارم یک استاندار غیربومی در حد و اندازه آقای ندیمی،آقاي شفقت و آقای دهمرده برای استان بسیار مفیدتر و کارآمدتر از نیروهای بومی پیشنهادی توسط نمایندگان استان خواهد بود. به سه دلیل مهم ، دلیل نخست عملکرد آقای افراشته استاندار اصولگرای بومی و مدیرانش در طول 5/2 سال اخیر می باشد. علیرغم اختصاص مبلغ قابل توجه بودجه به استان در طول این مدت ناشی از افزایش شدید درآمدهای نفتی ، غیر از اجرای چند طرح عمرانی که ادامه طرحهای در دست اجرا یا در حال پیگیری در دولت قبلی بوده است این مدیریت چیزی در کارنامه خود ندارد. در طول این مدت دیده نشد که حتا یک طرح صنعتی بزرگ مقیاس یا یک پروژه ملی جهش آفرین افتتاح یا پایه گذاری شده باشد. علاوه بر این برخی فعالیتهای اقتصادی و صنعتی استان نیز دستخوش رکود گردیدند. نمونه بارز آن شرکت صنعتی دریایی صدراست که صدها کارگر را بلاتکلیف گذاشته است. باضافه قلع و قمع نیروهای باتجربه و متخصص استان و واگذاری امور به عده ای بی تجربه ،بی کفایت و فرصت طلب بر پایه معیارهای کور سیاسی و روابط دوستانه حتا به بهای تعطیلی برخی امورمهم و بی توجهی به نیروهای متخصص و آگاه جامعه که دغدغه هایی خارج از دایره منافع شخصی اشان داشتند ضربه ای نیست که به این آسانی فراموش شود. این همه از قبل وجود استاندار بومی در این فضا حاصل شد و بعید می دانم افراد مورد نظر نمایندگان از این لحاظ ظرفیتی بیش از افراشته داشته باشند. دلیل دوم نقش آفرینی و صحنه گردانی نیروهای اصولگرا و افراطی در فضای سیاسی استان است. بر هیچکس پوشیده نیست که در طول این مدت استان دستخوش چه آشوبهایی پرهزینه از ناحیه اختلافات درونی نیروهای اصولگرا بوده است. جبران این هزینه مستلزم ایجاد فضایی مبتنی بر تدبیر و تلاش عقلایی ، دور از احساسات کور سیاسی و شعارهای کهنه و بی خاصیت است. محال است که انتصاب یک نیروی بومی ( چه اصولگرا و چه اصلاح طلب!!!) به تنش آفرینی های شدیدتری منجر نشود. بویژه آنکه عده ای از اصولگرایان ( اعضای ستاد احمدی نژاد) خود را در کنارگذاشتن افراشته سهیم دانسته و قطعاً در متقاعد ساختن وزارت کشور در این زمینه نقشی تعیین کننده داشته اند. این عده که پر مدعا ترین طرفداران و سهم خواهان دولت نهم در استان هستند و کاندیداهایی را نیز برای تصدی استانداری به وزارت کشور پیشنهاد داده اند محال است دست از بحران سازی بردارند حتا اگر استاندار آینده از جمع افراد پیشنهادی و مورد حمایت آنها باشد ( مانند تجربه افراشته). اما دلیل سوم شخصیت و سوابق افراد پیشنهادی از سوی نمایندگان می باشد. با نگاهی به افراد پیشنهادی نمایندگان به وزارت کشور و بررسی سوابق آنها پیش بینی این نکته دشوار نیست که با انتصاب هر کدام از اینها استان با یک شوک مدیریتی تلخ دیگر مواجه خواهد شد. تغییر و تحول در مجموعه مدیران طبیعی است اما بنا به شناختی که از افراد پیشنهادی وجود دارد بعید است که معیار کارآیی و شایستگی در تغییر و تحول ها در نظرگرفته شود. محال است بازهم روابط دوستانه و فامیلی، رجحانها و مصالح سیاسی ، تمکین در برابر گروههای فشار مدعی و باجدهی های سیاسی مبنای گزینش همراهان نباشد. البته فضای سیاسی حاکم بر استان بگونه ای است که نادیده گرفتن این معیارها و مقاومت در برابر گروههای مدعی از هر کسی برنمی آید یا لااقل در افراد معرفی شده چنین شهامتی وجود ندارد. با توجه به این موارد بهتر است نمایندگان بر یک گزینه بومی در حد و اندازه ملی و توانمند تأکید نمایند و یا سکوت پیشه نمایند و خود را از ابتدا خرج عواقب قابل پیش بینی عملکرد افراد ضعیف و شاید پرادعا ننمایند . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 1:29 توسط ابراهیم حیدری
|
|
||